سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
85
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
قبطي كه نزد ماريه قبطيه آمد ورفت مىكرد ، هيچ اطلاعى نبود كه مجبوب است . . . إلى آخر . پس غنيمت است كه امر حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را به قتل قبطي به طورى كه طعن بر آن جناب لازم نيايد ذكر كرده ، وندانستن آن جناب مجبوبيت قبطي وعدم آن را مستمسك خود ساخته ، وبه تقليد خواجة كابلى به جهت شناعت كلامش نرفته كه أو در " صواقع " به پهن چشمى خود در جواب از امر عمر به رجم حامله گفته : قد أمر النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلم علياً [ ( عليه السلام ) ] بقتل القبطي بمجرّد التهمة من غير جزم واحتياط ( 1 ) منه في قتله . ( 2 ) انتهى . معاذ الله ! چه كلمه نالايق است كه از دهانش بيرون آمده ، نسبت عدم احتياط به آن جناب نموده ! وگفته كه : آن جناب به مجرد تهمت بدون جزم ويقين حكم به قتلش نموده . حال آنكه سابقاً دانستى كه جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) - بنابر روايت سيد مرتضى ( رحمه الله ) - حكم را به قتلش مشروط به وجدان أو نزد ماريه كرده بود ، غرض آنكه اگر أو را با زنا وفجور نزدش يابد قتلش فرمايد ، پس حكم قطعي به قتلش ننموده بود .
--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( واستياط ) آمده است . 2 . [ الف ] قوبل على أصله . [ الصواقع ، ورق : 264 ] .